راز موفقیت در مدرسه تحول فردی

راز موفقیت در مدرسه تحول فردی

مصاحبه هایی که با برخی از موفق ترین افراد روی زمین شده، یک نکته مشترک تقریباً در همۀ آنها دیده شد:

آن ها هرگز از اهداف بزرگ خود دست نمی کشند.

 با واژه سخت جانی اولین بار در کتاب ” تنها سخت جانها به هدف می رسند!” نوشته علی اکبر قزوینی آشنا شدم.  هفته ای که گذشت با این کتاب لحظاتم را نابتر از همیشه ساختم. حیفم آمد که یافته هایم را با شما در میان نگذارم، بدین جهت تصمیم گرفتم مقاله این هفته ام را با خلاصه ای از این کتاب برای شما بنویسم.

و اما از سخت جانی شروع کنیم:

تحقیقات نشان می دهند سخت جانی یا Grit ، بهتر از هر عامل دیگری می تواند موفقیت را پیش بینی کند. «تواناییِ ادامه دادن مسیر علی رغم مشکلات و ناکامی ها »، مهمتر از ضریب هوشی، ویژگی ها، یا سایر عوامل بیرونی نظیر نوع تربیت و چگونگی بار آمدن یا محیط پیرامون شما  موجب موفقیت شما خواهد بود.

ست گادین، نویسندۀ معروف و پرطرفدار، در کتاب خود با عنوان شیب: فواید شگفت آورِ اینکه بدانید چه موقع تسلیم شوید )وچه موقع سماجت کنید(به این نکته اشاره می کند که اگر خیال ندارید تمام سعی خودتان را بکنید، بهتر است اصلاً دست بکشید.


“شیب ” لحظه ای است که تقریباً هیچ پاداشی را تجربه نمی کنید و انگیز های هم برای ادامۀ راه ندارید. هرچه بیشتر در این مرحله پشتکار به خرج بدهید، به موفقیت نزدیکتر خواهید شد. همۀ افراد وقتی روی پروژۀ ارزند ه ای کار می کنند این شیب را تجربه می کنند ردخور ندارد!

جمله ست گادین مثل یک زلزله ۸ ریشتری وجودم را تکان داد و این نگاه را برای هدفی که قرار بود از این هفته به طور جدی برای انجام آن برنامه ریزی کنم، درونم تزریق کرد. آیا می توانم برای نمره ۸ آیلتس برنامه منسجمی داشته باشم و تا آخر رسیدن به هدف پایبند برنامه ام باشم؟ شروع کنم یا به زمانی دیگر موکول کنم؟

به مطالعه ادامه دادم و نقل قولهایی از بزرگان که از قرار زیر است را ملاحظه کردم:

سعدی: نابرده رنج، گنج میسّر نمی شود،

استاد محمود معظمی: اگر واقعاً عاشق کارمان باشیم، رنج را نه رنج، که عشق خواهیم دید و خواهیم گفت: ناداشته عشق، گنج میسّر نمی شود

مولانای عزیز: با این همه این رنجِ شما، گنج شما باد .

و در  نهایت داستان کیمیاگر نوشته پائولو کوئلیو هم همین فرایند را می بینیم . اینکه چطور سانتیاگوی چوپان رؤیایی را دید، سختی هایی را تحمل کرد و با عبور از آنها قو یتر شد، و سرانجام گنج خودش را یافت.

در ادامه مطالبی عنوان شد که کمک می کرد به اینکه کجا ها باید دست از تلاش کشید و کجاها نباید اینکار را انجام داد. با مثالی که بیان شد خوب توجیه شدم.

فرض کنیم وارد دانشگاه شد ه اید، اما یک سال بعد دیگر انگیز های برای ادامۀ مسیر ندارید.  در این حالت تصمیم به انصراف دادن منطقی تر از آن است که خودتان را مجبور به انجام کاری بکنید که هیچ شوق و رغبتی نسبت به آن در خودتان احساس نمی کنید. این در حالی است که اغلب مردم تصور می کنند یک سالی را که صرف مطالعه کرد ه اند، چنان سرمایه گذاری بزرگی بوده که نمی توانند انصراف بدهند؛ در واقع به عقیدۀ آنها چنین کاری اتلاف منابع است. هرچند ماندن در دانشگاه منجر به اتلاف و اسرافی به مراتب بیشتر خواهد شد، اما بیشتر مردم به نحوی غیرمنطقی به تحصیل خود ادامه می دهند. به این ترتیب اولین سؤالی که باید از خودتان بپرسید این است که آیا فقط به خاطر سرمایه گذاری که تاکنون کرد ه اید، می خواهید ادامه بدهید؟ اگر این مسئله انگیزۀ اصلی )یا حتی بدتر، تنها انگیزۀ( شما باشد، به احتمال قوی اگر همین الان انصراف بدهید برایتان خیلی بهتر خواهد بود.

و مجددا جمله هوشمندانه ای که از ست گادین نوشته شده بود حجت درک از این موضوع را بر من تمام کرد: ست گادین استدلال می کند که اگر به اندازۀ کافی توانایی ندارید که در چیزی که می خواهید به آن برسید، بهترین در دنیا شوید، شاید بهتر باشد از آن انصراف بدهید. اگر دارید به حد متوسط بودن رضایت می دهید، تصمیم گیری برای دست کشیدن از کاری، بیشتر از تلاش برای «قابل قبول » بودن در آن به نفعتان خواهد بود.

 خلاصه اینکه آقایان و خانم ها:

قبل از آنکه از کاری دست بکشید  آن هم به این علت که فهمیده اید نمی توانید در آنچه که سعی دارید به آن برسید، بهترین در دنیا باشید  از خودتان بپرسید به چه دلیل این کار را انجام می دهید. آخرین موردی که هنگام تصمیم گیری برای ادامه دادن یا دست کشیدن باید در نظر بگیرید، این است که از خودتان بپرسید آیا هنوز شور و اشتیاق لازم را  هم برای مسیر و هم برای هدف دارید یا خیر. اگر چشم اندازتان یا رؤیایتان دیگر شما را به هیجان نمی آورد  و این موضوع ناشی از کشمکش های فعلی تان نیست، بلکه به چیزی کاملاً متفاوت مربوط می شود  به نظر می رسد تصمیم گیری برای دست کشیدن از اهدافتان فواید بیشتری در مقایسه با پای بند ماندن به آنها داشته باشد .

اگر تمایلی ندارید که همۀ تلاش خود را بکنید اما در عین حال انتظار نتایج فو ق العاده دارید، همین حالا دست بکشید. در جایی که می توانید روی چیزی کار بکنید که استعداد آن را دارید و می توانید در آنبهترین باشید، متوسط یا معمولی بودن در جای دیگر اتلاف وقت است.

اگر برای هدفتان دیگر شور و شوقی در خود احساس نمی کنید، از آن دست بکشید. البته توجه داشته باشید که دلسردی های موقت و کوتا ه مدت را با عدم علاقه و اشتیاق اشتباه نکنید. اگر چندین هفته روی هدفتان کار کرد ه اید بدون آنکه از آن لذتی ببرید، احتمالاً این هدف دیگر به درد شما نمی خورد.

 در ادامه کتاب از ساخت روتین ها صحبت شده بود، از اینکه چرا روتین ها تا این اندازه اهمیت دارند، و چطور می توانید آنها را وارد زندگی تان کنید تا قادر باشید تحت هر شرایطی استوار و پا برجا باقی بمانید؟

در مقاله بعدی درباره تاثیر روتین ها در محقق ساختن اهداف مان و همینطور ادامه مطالب کتاب برایتان می نویسم. البته شما می توانید با مراجعه به سایت مدرسه تحول فردی آقای علی اکبر قزوینی این کتاب مفید را دانلود و مطالعه کنید و نظرتان  را برایم ارسال کنید.  

این پست دارای یک نظر است

  1. [url=https://albuterol2020.com/]albuterol inhaler[/url]

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو
×
×

سبد خرید